سندروم شترمرغ

سندرم شترمرغ: فرار از واقعیت یا مکانیزم دفاعی؟

سندرم شترمرغ اصطلاحی است که به‌نوعی رفتار اشاره دارد که در آن افراد در مواجهه با مشکلات یا تهدیدها، از روبروشدن با آن‌ها اجتناب می‌کنند و ترجیح می‌دهند چشم خود را بر روی واقعیت ببندند. این مفهوم از باور غلطی سرچشمه گرفته که شترمرغ‌ها در هنگام خطر سرخود را در شن فرومی‌برند. اما آیا این رفتار تنها یک ضعف شخصیتی است یا مکانیزمی دفاعی برای مقابله با استرس و اضطراب؟ در این مقاله قصد داریم به بررسی کامل این پدیده، دلایل شکل‌گیری آن، پیامدهای منفی و روش‌های مقابله با آن بپردازیم.

در حوزه مالی رفتاری و روان‌شناسی، ” سندروم شترمرغ” پدیده‌ای جالب است که تمایل فرد به اجتناب از اطلاعات منفی را توصیف می‌کند، مشابه شترمرغی که به‌اشتباه سرخود را در شن فرومی‌برد تا از خطر دوری کند. این تعصب شناختی می‌تواند در جنبه‌های مختلف زندگی، به‌ویژه در تصمیم‌گیری‌های مالی و سلامت روان تأثیرات عمیقی داشته باشد. درک اثر شترمرغ برای توسعه راهبردهایی برای غلبه بر این رفتار اجتنابی و اتخاذ تصمیمات آگاهانه‌تر ضروری است.

سندروم شترمرغ به رفتار نادیده‌گرفتن یا اجتناب از اطلاعات منفی اشاره دارد، به‌ویژه زمانی که به سرمایه‌گذاری‌ها، سلامتی یا زندگی شخصی فرد مربوط می‌شود. این اصطلاح توسط پژوهشگران مالی رفتاری کارلسون، لوونستین و سپی در مقاله ۲۰۰۹ آنها با عنوان “روان‌شناسی سرمایه‌گذار و رفتار معامله” رایج شد. این استعاره از این افسانه می‌آید که شترمرغ‌ها سرخود را در شن فرومی‌برند تا از خطر دوری کنند، اگرچه در واقعیت، شترمرغ‌ها چنین رفتاری از خود نشان نمی‌دهند. اصل این اثر این است که افراد تمایل دارند به‌صورت استعاری “سرخود را در شن فروکنند” تا از رویارویی با واقعیت‌های ناخوشایند اجتناب کنند.

سندروم شتر مرغ

عوامل متعددی می‌توانند در شکل‌گیری این سندرم نقش داشته باشند:

  1. ترس از شکست: برخی افراد از مواجهه با مشکلات اجتناب می‌کنند؛ زیرا از شکست و عواقب آن هراس دارند. این ترس معمولاً ریشه در تجربیات گذشته و قضاوت‌های اجتماعی دارد.
  2. اضطراب و استرس: بسیاری از افراد هنگامی که با یک چالش مواجه می‌شوند، سطح استرس آن‌ها افزایش می‌یابد. به‌جای روبه‌روشدن با این اضطراب، آن‌ها سعی می‌کنند از منبع استرس دوری کنند.
  3. عدم اعتمادبه‌نفس: کسانی که خود را ناتوان در حل مشکلات می‌دانند، تمایل دارند از مواجهه با چالش‌ها پرهیز کنند. آن‌ها ممکن است احساس کنند که توانایی کافی برای مقابله با مشکلات را ندارند و به همین دلیل، ترجیح می‌دهند آن‌ها را نادیده بگیرند.
  4. تجربیات منفی گذشته: خاطرات ناخوشایند از برخوردهای ناموفق با مشکلات، ممکن است باعث شود فرد از تکرار آن‌ها اجتناب کند. برای مثال، فردی که درگذشته در مواجهه با یک بحران مالی شکست‌خورده است، ممکن است از بررسی وضعیت مالی خود در آینده خودداری کند.
  5. تأثیرات اجتماعی و فرهنگی: برخی جوامع یا محیط‌های کاری، فرهنگ اجتناب و پنهان‌کاری را تقویت می‌کنند و این باعث می‌شود افراد از پذیرش مشکلات خود هراس داشته باشند.
  6. ناهمخوانی شناختی: وقتی با اطلاعاتی مواجه می‌شویم که با باورها یا تصمیمات ما متناقض است، این باعث ایجاد ناراحتی روانی می‌شود. برای کاهش این ناراحتی، افراد ممکن است ترجیح دهند اطلاعات متناقض را نادیده بگیرند.
  7. تنظیم هیجانات: اجتناب از اطلاعات منفی می‌تواند راهی برای مدیریت هیجانات باشد. به‌عنوان‌مثال، سرمایه‌گذاران ممکن است در دوره‌های رکود بازار از بررسی پرتفوی خود اجتناب کنند تا از استرس و اضطراب جلوگیری کنند.
  8. تعصب به اعتمادبه‌نفس بیش از حد: افراد اغلب دانش و توانایی خود در پیش‌بینی نتایج را بیش از حد ارزیابی می‌کنند. این اعتمادبه‌نفس بیش از حد می‌تواند باعث شود آنها اطلاعاتی را که چالش‌برانگیز است نادیده بگیرند.
  9. تماس انتخابی: افراد به طور طبیعی تمایل دارند به دنبال اطلاعاتی بگردند که باورهای موجود آنها را تأیید می‌کند و از اطلاعاتی که با آنها متناقض است اجتناب کنند.

شناخت علائم این سندرم می‌تواند به افراد کمک کند تا آگاهانه با این رفتار مقابله کنند:

  • نادیده‌گرفتن مشکلات جدی: فرد به‌جای اینکه به دنبال راه‌حل باشد، سعی می‌کند مسئله را انکار کند.
  • به تعویق‌انداختن تصمیم‌گیری‌های مهم: تأخیر در تصمیم‌گیری‌های حیاتی، مانند تغییر شغل یا مدیریت بحران‌های مالی، یکی از نشانه‌های بارز این سندرم است.
  • توجیه‌کردن شرایط نامطلوب: افراد مبتلا به این سندرم معمولاً مشکلات خود را توجیه کرده و برای آن‌ها دلایلی غیرواقعی مطرح می‌کنند.
  • اجتناب از گفتگوهای دشوار: فرار از بحث‌های جدی و مهم، مانند مکالمات مرتبط با مشکلات زناشویی یا تعارضات کاری، یکی از نشانه‌های مهم این سندرم است.
  • انکار واقعیت و امید به حل‌شدن خودبه‌خود مشکلات: برخی افراد تصور می‌کنند که اگر به یک مشکل بی‌توجهی کنند، خودبه‌خود حل خواهد شد.

پیشنهاد می گردد مقاله بیزینس کوچینگ را هم مشاهده بفرمایید.

سندروم شتر مرغ
  1. بازارهای مالی: سرمایه‌گذاران ممکن است در دوره‌های رکود بازار از بررسی پرتفوی سرمایه‌گذاری خود اجتناب کنند تا از اضطراب ناشی از احتمال ضرر جلوگیری کنند. این می‌تواند منجر به ازدست‌دادن فرصت‌های فروش دارایی‌های کم‌بازده یا خرید سهام کم‌ارزش شود.
  2. سلامتی: افراد ممکن است از انجام چکاپ‌های پزشکی یا نادیده‌گرفتن علائم بیماری به دلیل ترس از دریافت خبرهای بد اجتناب کنند که ممکن است به بدتر شدن نتایج سلامتی در درازمدت منجر شود.
  3. زندگی شخصی: افراد ممکن است از رویارویی با مسائل مربوط به روابط یا مشکلات مالی اجتناب کنند، به امید اینکه خودبه‌خود حل شوند که اغلب باعث تشدید وضعیت می‌شود.

گرچه ممکن است این رفتار در کوتاه‌مدت باعث کاهش استرس شود، اما در بلندمدت می‌تواند مشکلات بزرگی ایجاد کند:

  • تشدید مسائل مالی، شغلی یا شخصی: مشکلاتی که به‌موقع حل نشوند، معمولاً پیچیده‌تر و دشوارتر خواهند شد.
  • کاهش اعتمادبه‌نفس و احساس بی‌کفایتی: فردی که همیشه از مشکلات فرار می‌کند، ممکن است احساس کند که توانایی مدیریت زندگی خود را ندارد.
  • ازدست‌دادن فرصت‌های رشد و پیشرفت: اجتناب از چالش‌ها باعث می‌شود که فرد از موقعیت‌هایی که می‌توانند موجب رشد شخصی و حرفه‌ای او شوند، فاصله بگیرد.
  • افزایش اضطراب و استرس در طولانی‌مدت: فرار از مشکلات نه‌تنها استرس را کاهش نمی‌دهد، بلکه آن را در بلندمدت افزایش می‌دهد.

اگرچه اجتناب از مشکلات ممکن است وسوسه‌انگیز باشد، اما رویارویی با آن‌ها تنها راه پیشرفت و رشد فردی است. در ادامه چند روش برای مقابله با این سندرم ارائه می‌شود:

  1. پذیرش واقعیت: اولین قدم برای حل هر مشکل، پذیرش آن است. انکار تنها باعث پیچیده‌تر شدن شرایط می‌شود.
  2. تقسیم مشکلات به بخش‌های کوچک‌تر: حل یک مشکل بزرگ می‌تواند دلهره‌آور باشد، اما اگر آن را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید، مواجهه با آن آسان‌تر خواهد شد.
  3. تقویت مهارت‌های حل مسئله: یادگیری تکنیک‌های حل مسئله و تصمیم‌گیری می‌تواند کمک کند که افراد با چالش‌ها بهتر برخورد کنند.
  4. کمک‌گرفتن از دیگران: مشورت با دوستان، خانواده یا مشاوران می‌تواند دیدگاه‌های جدیدی را ارائه دهد و راهکارهای بهتری را پیشنهاد کند.
  5. تمرین مدیریت استرس: تکنیک‌هایی مانند مدیتیشن، ورزش و تنفس عمیق می‌توانند به کاهش اضطراب و افزایش توانایی مقابله با مشکلات کمک کنند.
  6. ایجاد نگرش مثبت نسبت به شکست: درک این نکته که شکست بخشی طبیعی از زندگی است، می‌تواند به افراد کمک کند که با چالش‌ها بهتر روبرو شوند.
  7. تعیین اهداف واقع‌بینانه: داشتن اهداف مشخص و برنامه‌ریزی شده می‌تواند انگیزه افراد را برای حل مشکلات افزایش دهد.
  8. آگاهی و آموزش: شناخت تمایل به اجتناب از اطلاعات منفی اولین قدم است. آموزش درباره تعصبات شناختی و تأثیرات آنها می‌تواند به افراد کمک کند تصمیمات منطقی‌تری بگیرند.
  9. نظارت و بررسی منظم: ایجاد روال‌های منظم برای بررسی سرمایه‌گذاری‌ها، سلامت و مسائل شخصی می‌تواند به کاهش رفتار اجتنابی کمک کند. به‌عنوان‌مثال، برنامه‌ریزی برای بررسی‌های منظم پرتفوی یا چکاپ‌های پزشکی.
  10. مشاوره با متخصصان: مشاوره با مشاوران مالی، درمانگران یا پزشکان می‌تواند بینش‌های عینی ارائه دهد و به حل مشکلاتی که فرد ممکن است ترجیح دهد از آنها اجتناب کند، کمک کند.
  11. مشاوره با متخصصان: مشاوره با مشاوران مالی، درمانگران یا پزشکان می‌تواند بینش‌های عینی ارائه دهد و به حل مشکلاتی که فرد ممکن است ترجیح دهد از آنها اجتناب کند، کمک کند.

اثر شترمرغ یک تعصب شناختی قدرتمند است که افراد را به اجتناب از اطلاعات منفی، اغلب به ضرر خود، وادار می‌کند. با درک علل و پیامدهای این رفتار و اجرای راهبردهایی برای مقابله با آن، افراد می‌توانند تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند، استرس را کاهش دهند و رفاه کلی خود را بهبود بخشند. آگاهی و مدیریت فعال این تمایل کلید غلبه بر اثر شترمرغ و دستیابی به نتایج بهتر در جنبه‌های مختلف زندگی است.

به‌جای اینکه فقط بخواهیم نیمه پر لیوان را ببینیم، کل لیوان را ببینیم و نیمه خالی را انکار نکنیم. اطلاعاتمان را کامل کنیم و از چیزی فرار نکنیم.

شایان‌ذکر است که این خطای شناختی را در بسیاری از موضوعات زندگی خودمان نیز می‌توانیم مشاهده کنیم. روی‌آوردن به روان‌شناسی زرد و مثبت‌گرایی افراطی برای فرار از غم‌ها، دردها و شکست‌ها و در اصلاح فرار از واقعیت‌ها و گول‌زدن خود برای اینکه با واقعیت روبه‌رو نشویم، همگی جزو سندروم اثر شترمرغ به‌حساب می‌آید.

اگر تاریخ اسلام را ورق بزنیم، پر است از این خطاهای شناختی و اثر شترمرغ! پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام، وقتی دشمنان به خیمه‌‌های امام حمله‌ور شده و غارت کردند، یکی از اهالی کوفه به «فاطمه»، دختر امام حسین علیه‌السلام هجوم برده، وحشیانه گوشواره او را از گوشش کشید؛ به گونه‌ای که گوش او را پاره کرد. فاطمه دید که آن مرد کوفی به شدت گریه می‌کند. پرسید: چرا گریه می‌کنی؟! گفت: چگونه نگریم، درحالی‌که مشغول غارت دختر رسول‌الله هستم! فاطمه گفت: خب پس مرا رها کن. پاسخ داد: بیم آن را دارم که اگر من نبرم، دیگری ببرد!

همچنین نوشته‌اند: هنگامی که اسیران اهل‌ بیت علیهم‌السلام را وارد کوفه کردند، مرد و زن به حال آنان گریه می‌کردند. امام سجاد علیه‌السلام که سخت شگفت زده شده بود، فرمود: اگر اینان بر ما گریه می‌کنند، پس چه کسی ما را کشت!

جالب‌توجه است زمانی که انسان‌ها از نظر احساسی درگیر موضوعی می‌شوند، موقعی که در معرض اطلاعات ناخوشایند و ناراحت‌کننده قرار می‌گیرند، دقیقاً به‌جای تحمل رنج و ناراحتی و برای اینکه تحت‌فشار قرار نگیرند، به‌جای اصلاح و پذیرش خطای خود، به‌سادگی آن اطلاعات واقعی را نادیده می‌گیرند؛ این خطای شناختی اثر شترمرغ، این را هم پیش‌بینی می‌کند که افراد چرا نسبت به انجام برخی کارها اقدام نمی‌کنند یا با تأخیر اقدام می‌کنند و کیفیت تصمیمات خودشان را پایین می‌آورند.

برای غلبه بر این خطای شناختی باید از خود بپرسیم: آیا اطلاعات دیگری هست که برای من مهم باشد تا بتوانم تصمیم آگاهانه‌‌تری بگیرم؟ آیا من به این اطلاعات توجه می‌کنم یا از آنها دوری می‌‌جویم؟ آیا اجتناب از موقعیت خاص، ریشه در ترس من دارد یا به نفع من است؟ بهترین گزینه کدام است؟

البته غلبه بر این خطای ذهنی کار دشواری است؛ چراکه در بسیاری از اوقات، خودمان از رفتارمان آگاهی نداریم؛ بنابراین کمک‌گرفتن از شخصی به‌عنوان ناظر برای اینکه از مسیر درست خارج نشویم و اشتباهات ما را متذکر شود، می‌تواند به ما کمک کند تا کمتر دچار آسیب ناشی از این خطا شویم.

سندروم شتر مرغ

سعی کنیم در زندگی از غم‌ها، مشکلات و دردها فرار نکنیم! اینها بخشی از واقعیات زندگی ماست. واقعیت را همان‌طوری که هست، بپذیریم و با آنها روبه‌رو شویم و سرمان را از داخل شن خارج کنیم؛ وگرنه در مسیر نادرست قدم خواهیم برداشت و ضرر خواهیم کرد و در نهایت در این مسیر، آینه عبرت دیگران خواهیم شد.

سندرم شترمرغ یک رفتار دفاعی است که بسیاری از افراد در مواجهه با چالش‌های زندگی از آن استفاده می‌کنند. اگرچه این رفتار در کوتاه‌مدت ممکن است احساس آرامش ایجاد کند، اما در درازمدت منجر به تشدید مشکلات می‌شود. با پذیرش واقعیت، توسعه مهارت‌های حل مسئله و مدیریت استرس، می‌توان از این رفتار اجتناب کرد و با مشکلات زندگی به شکل مؤثرتری روبرو شد. مقابله با این سندرم نه‌تنها باعث افزایش اعتمادبه‌نفس فردی می‌شود، بلکه به بهبود کیفیت زندگی نیز کمک می‌کند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *